بند ۱
محمّد، ملقّب به جلالالدّین، مشهور به «مولانا» یا «مولوی»، اوایل قرن هفتم، در شهر بلخ به دنیا آمد. علّت شهرت او به «رومی» یا «مولانای روم»، اقامت طولانی وی در شهر قونیه بوده است، امّا جلالالدّین همواره خود را از مردم خراسان شمرده و همشهریانش را دوست میداشته و از یاد آنان دلش آرام نبوده است. پدر جلالالدّین، محمّد بن حسین خطیبی، معروف به «بهاءالدّین ولد»، از دانشمندان روزگار خود بود. به سبب هراس از بیرحمیها و کشتار لشکر مغول و رنجش از خوارزمشاه، ناچار از بلخ مهاجرت کرد. جلالالدّین در این ایّام، پنج شش ساله بود که خاندانش، شهر بلخ و خویشان را بدرود گفت و به قصد حج، رهسپار گردید.
معنی
جلالالدّین مولوی در بلخ به دنیا آمد و با اینکه بعدها سالها در قونیه زندگی کرد، خود را خراسانی میدانست. پدرش بهاءالدّین ولد، به سبب هراس از حملۀ مغول و رنجش از خوارزمشاه، همراه خانواده از بلخ مهاجرت کرد و مولانای خردسال نیز با آنان راهی سفر حج شد.
مفهوم
معرفی مولانا، زادگاه و خانوادۀ او و آغاز مهاجرت خانوادگی از بلخ.
قلمرو زبانی
۷ جمله- ملقّب: دارای لقب؛ اقامت: در جایی ماندن و زیستن؛ قونیه: شهری در ترکیه؛ هراس: ترس؛ رهسپار: راهی؛ بدرود گفتن: خداحافظی کردن.
- «محمّد» نهاد است و «ملقّب به جلالالدّین» و «مشهور به مولانا یا مولوی» وابستههای توضیحی آن هستند.
- در «پدر جلالالدّین، محمّد بن حسین خطیبی، معروف به بهاءالدّین ولد»، «محمّد بن حسین خطیبی» و «بهاءالدّین ولد» توضیح و بدل برای پدر جلالالدّیناند.
- «پنج شش ساله» صفت شمارشی تقریبی است.
قلمرو ادبی
- «دلش آرام نبوده است» کنایه از بیقراری و نگرانی است.
- «بدرود گفتن» و «رهسپار شدن» کنایه از رفتناند.
- «دل» مجاز از وجود مولاناست.
قلمرو فکری
مولانا با وجود اقامت طولانی در قونیه، پیوند عاطفی خود را با خراسان حفظ کرد و در کودکی همراه خانواده از بلخ مهاجرت کرد.