بند ۱
حق تعالی چون اصناف موجودات میآفرید، وسایط گوناگون در هر مقام، بر کار کرد. چون کار به خلقت آدم رسید، گفت: «إِنّی خالِقٌ بَشَراً مِن طینٍ.» خانۀ آب و گِل آدم، من میسازم. جمعی را مُشتبِه شد؛ گفتند: «نه همه تو ساختهای؟» گفت: «اینجا اختصاصی دیگر هست که این را به خودی خود میسازم، بیواسطه، که او گنج معرفت تعبیه خواهم کرد.»
معنی
خداوند هنگام آفرینش موجودات از واسطههای گوناگون بهره میگرفت؛ امّا وقتی نوبت آفرینش آدم رسید، فرمود جسم او را بیواسطه خود میسازم، زیرا میخواهم گنج معرفت را در وجود او قرار دهم.
مفهوم
آفرینش ویژۀ انسان به دست خداوند و جای گرفتن گنج معرفت در وجود او.
قلمرو زبانی
۱۳ جمله- اصناف: جمع صنف، گروهها و گونهها؛ وسایط: جمع وسیطه یا واسطه؛ مقام: جایگاه و مرتبه؛ مُشتبِه: دچار اشتباه؛ اختصاص: مخصوص و ویژه بودن؛ معرفت: شناخت و آگاهی؛ تعبیه: قرار دادن و جاسازی کردن.
- «بر کار کرد» یعنی در ساختن و آفرینش، واسطه و وسیلهای را به کار گرفت.
- «خانه» در «خانۀ آب و گِل آدم، من میسازم» مفعول و «من» نهاد است.
- در «نه همه تو ساختهای؟» نشانۀ نفی از فعل جدا آمده است.
- «بیواسطه» یعنی بدون دخالت هیچکس.
قلمرو ادبی
- عبارت «إِنّی خالِقٌ بَشَراً مِن طینٍ» تضمین و برگرفته از آیۀ ۷۱ سورۀ ص است.
- «خانۀ آب و گِل» استعاره و مجاز از جسم و قالب انسان است.
- «گنج معرفت» اضافهٔ تشبیهی است.
قلمرو فکری
خداوند آفرینش آدم را کاری خاص و بیواسطه معرفی میکند؛ زیرا انسان قرار است جایگاه معرفت و عشق الهی باشد.
قرابت معنایی
- من خفته بدم به ناز در کتم عدم / حسن تو به دست خویش بیدارم کرد