بند ۱
و روز دوشنبه [امیر مسعود] شبگیر برنشست و به کران رود هیرمند رفت با بازان و یوزان و حشم و ندیمان و مطربان؛ و تا چاشتگاه به صید مشغول بودند. پس، به کران آب فرود آمدند و خیمهها و شراعها زده بودند.
معنی
روز دوشنبه، امیر مسعود سحرگاه سوار شد و همراه بازها و یوزهای شکاری، خدمتکاران، همنشینان و مطربان به کنار رود هیرمند رفت و تا نزدیک ظهر به شکار پرداخت؛ سپس در ساحل فرود آمدند و خیمهها و سایهبانها را برپا کردند.
مفهوم
توصیف تفریح و شکار امیر مسعود در کنار رود هیرمند، پیش از حادثه.
قلمرو زبانی
۵ جمله- بُست: نام شهری؛ شبگیر: سحرگاه و پیش از صبح؛ برنشست: سوار شد؛ کران: ساحل و کنار؛ باز و یوز: جانوران شکاری؛ حشم: خدمتکاران؛ ندیم: همنشین و همدم؛ مطرب: آوازخوان و نوازنده؛ چاشتگاه: نزدیک ظهر؛ صید: شکار؛ شراع: سایهبان و خیمه.
- «برنشست» فعل پیشوندی است.
- «خیمهها و شراعها زده بودند» فعل ماضی بعید دارد.
قلمرو ادبی
- بازان و یوزان: مراعاتنظیر.
- حشم، ندیمان و مطربان: مراعاتنظیر.
- «آب» مجاز از رودخانه است.
قلمرو فکری
امیر مسعود و همراهانش برای شکار و تفریح به ساحل رود هیرمند رفتند و در آنجا اقامت کردند.