بند ۱
آوردهاند که در ناحیت کشمیر مُتَصَیَّدی خوش و مرغزاری نَزِه بود که از عکس ریاحین او، پر زاغ چون دُم طاووس نمودی و در پیش جمال او دُم طاووس به پر زاغ مانستی.
معنی
حکایت کردهاند که در سرزمین کشمیر شکارگاهی خوشآبوهوا و چمنزاری باصفا بود؛ زیبایی آن چنان بود که پر سیاه زاغ در انعکاس گلها مانند دم طاووس زیبا به نظر میرسید و زیبایی دم طاووس در برابر آن مانند پر زاغ مینمود.
مفهوم
توصیف زیبایی و سرسبزی شکارگاه و مرغزار کشمیر.
قلمرو زبانی
۳ جمله- ناحیت: ناحیه و سرزمین؛ مُتَصَیَّد: شکارگاه؛ نَزِه: باصفا و خوشآبوهوا؛ ریاحین: جمع ریحان، گیاهان و گلهای خوشبو؛ عکس: انعکاس و بازتاب؛ جمال: زیبایی.
- «نمودی» و «مانستی» فعل ماضی استمراری به شیوۀ قدیماند.
- در ساخت «پر زاغ چون دم طاووس نمودی»، «پر زاغ» نهاد است.
قلمرو ادبی
- پر زاغ به دم طاووس و دم طاووس به پر زاغ تشبیه شده است.
- پر زاغ نماد زشتی و دم طاووس نماد زیبایی است؛ زاغ و طاووس تضاد مفهومی دارند.
- آرایۀ عکس یا قلب در جابهجایی «پر زاغ / دم طاووس» دیده میشود.
- «نمودی / مانستی» سجع و هماهنگی پایانی دارند.
قلمرو فکری
نویسنده با تصویرپردازی، زیبایی شگفتانگیز مرغزار را نشان میدهد.