حملهٔ حیدری

پایهٔ یازدهم۲۸ بند

بخشی از منظومۀ «حملۀ حیدری» در قالب مثنوی؛ روایت رویارویی حضرت علی(ع) و عمرو بن عبدود در غزوۀ خندق، از ورود عمرو به میدان تا پیروزی حضرت علی(ع).

  • قلمرو زبانی
  • قلمرو ادبی
  • قلمرو فکری

بیت 1

بیت ۱
مفعول

دلیرانمیدانگشودهنظر

حرف ربطمتمّمضمیر پرسشی

کهبرکینهاوّلکهبنددکمر

معنی

پهلوانان میدان نبرد چشم به راه بودند تا ببینند چه کسی نخست برای مبارزه آماده می‌شود.

مفهوم

انتظار پهلوانان برای آغاز نبرد تن‌به‌تن.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • کینه: دشمنی و عداوت؛ نظر: چشم و نگاه.
  • در درسنامه، «نظر» مفعول و «کینه» متمّم دانسته شده است.
  • «که» نخست حرف پیوند و «که» دوم در معنی «چه کسی» آمده است.

قلمرو ادبی

  • نظر: مجاز از چشم.
  • «نظر گشوده» کنایه از منتظر بودن و «کمر بستن» کنایه از قصد و آمادگی برای انجام کار است.
  • تکرار واج‌های «ک» و «ن»: واج‌آرایی.

قلمرو فکری

پهلوانان منتظرند تا نخستین مبارز برای نبرد پیش‌قدم شود.

بیت 2

بیت ۲
نهاد

کهناگاهعمروآنسپهرنبرد

مفعولمفعول

برانگیختابرشبرافشاندگرد

معنی

ناگهان عمرو بن عبدود، آن پهلوان نامدار و سرآمد جنگجویان، اسب خود را به شتاب به حرکت درآورد و گرد و خاک برپا کرد.

مفهوم

ورود عمرو بن عبدود به میدان و آمادگی او برای مبارزه.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • عمرو: عمرو بن عبدود عامری، از جنگجویان مشهور قریش؛ سپهر: آسمان؛ برانگیخت: تازاند؛ ابرش: اسب خال‌دار و در اینجا مطلق اسب؛ برافشاندن: پراکنده ساختن.
  • در درسنامه، «ابرش» و «گرد» مفعول دانسته شده‌اند.

قلمرو ادبی

  • «سپهر نبرد» تشبیه و کنایه از مهارت فراوان عمرو در جنگاوری است.
  • جنگاوری عمرو در مصراع نخست اغراق‌آمیز است.
  • «گرد برافشاندن» کنایه از حرکت با شتاب است.

قلمرو فکری

عمرو با هیبت و شتاب وارد میدان نبرد می‌شود.

بیت 3

بیت ۳

چوآنآهنینکوهآمدبهدشت

مسند

همهرزمگهکوهفولادگشت

معنی

وقتی عمروِ تنومند وارد میدان شد، چنان عظیم و سخت بود که گویی سراسر میدان جنگ به کوهی از فولاد تبدیل شد.

مفهوم

نشان دادن تنومندی و هیبت بسیار عمرو.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • آهنین: از جنس آهن؛ رزمگه: مخفف رزمگاه، میدان جنگ؛ فولاد: فلزی سخت و محکم.
  • «آهنین کوه» ترکیب وصفی مقلوب و «کوه فولاد» در درسنامه مسند دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • «آهنین کوه» استعاره از عمرو است.
  • رزمگاه به «کوه فولاد» تشبیه شده است.
  • هر دو مصراع اغراق دارند.
  • کوه / دشت و آهنین / فولاد: مراعات‌نظیر؛ دشت / گشت: جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

عمرو با جثه و هیبتی بسیار بزرگ وارد میدان می‌شود.

بیت 4

بیت ۴
مفعولمسند

بیامدبهدشتونفسکردراست

مفعول

پسآنگهباستادهمرزمخواست

معنی

عمرو به میدان آمد، نفسی تازه کرد، سپس ایستاد و مبارز طلبید.

مفهوم

آماده شدن عمرو برای جنگ و طلبیدن هماورد.

قلمرو زبانی

۴ جمله
  • باستاد: ایستاد؛ همرزم: حریف و مبارز.
  • در درسنامه «نفس» و «همرزم» مفعول و «راست» مسند دانسته شده‌اند.

قلمرو ادبی

  • «نفس راست کردن» کنایه از نفس تازه کردن و آماده شدن است.
  • راست / خواست: جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

عمرو پس از ورود به میدان، هماورد می‌طلبد.

بیت 5

بیت ۵
نهاد

حبیبخدایجهان‌آفرین

مفعول

نگهکردبررویمرداندین

معنی

پیامبر اکرم(ص) به چهرۀ یاران و مردان دین نگاه کرد تا ببیند چه کسی برای نبرد با عمرو آماده است.

مفهوم

جست‌وجوی داوطلب نبرد با عمرو در میان یاران پیامبر.

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • حبیب: دوستدار و یار؛ «حبیب خدای جهان‌آفرین» در این بیت حضرت محمّد(ص) است.
  • در درسنامه «نگه» مفعول دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • مصراع دوم کنایه از جست‌وجوی داوطلب برای جنگ با عمرو است.
  • جهان‌آفرین / دین: تناسب معنایی.

قلمرو فکری

پیامبر در میان یاران به دنبال داوطلبی برای رویارویی با عمرو است.

بیت 6

بیت ۶
مفعول

همهبردهسردرگریبانفرو

مضاف‌الیهِ فک‌شده با «را»

نشدهیچکسراهوس،رزماو

معنی

همۀ یاران از بیم و شرمندگی سر به زیر انداخته بودند و هیچ‌کس میل جنگ با عمرو نداشت.

مفهوم

ترس یاران از مبارزه با عمرو بن عبدود.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • گریبان: یقه؛ رزم: جنگ و نبرد.
  • در «هیچ کس را هوس»، «را» نشانۀ فکّ اضافه است؛ یعنی «هوس هیچ کس».

قلمرو ادبی

  • «سر در گریبان فرو بردن» کنایه از خجالت و شرمندگی است.
  • سر / در: جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

هیچ‌یک از یاران پیامبر جز علی(ع) جرئت رویارویی با عمرو را نداشت.

بیت 7

بیت ۷

بهجزبازویدینوشیرخدا

مسند

کهشدطالبرزمآناژدها

معنی

جز حضرت علی(ع)، آن یاور دین و شیر خدا، هیچ‌کس خواستار نبرد با عمرو نبود.

مفهوم

شجاعت حضرت علی(ع) و داوطلب شدن او برای نبرد.

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • طالب: خواستار و جویا.
  • در درسنامه «طالب» مسند دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • «بازوی دین» و «شیر خدا» استعاره از حضرت علی(ع) هستند.
  • «اژدها» استعاره از عمرو است.
  • شیر / اژدها: مراعات‌نظیر و زمینۀ حماسی.

قلمرو فکری

تنها حضرت علی(ع) برای جنگ با عمرو اعلام آمادگی می‌کند.

بیت 8

بیت ۸
متمّم

بِرِمصطفیبررخصتدوید

مفعول

ازاوخواستدستوریامّاندید

معنی

علی(ع) برای گرفتن اجازه نزد پیامبر(ص) رفت و از او رخصت نبرد خواست؛ امّا پیامبر در آن نوبت اجازه نداد.

مفهوم

درخواست اجازۀ نبرد حضرت علی(ع) از پیامبر(ص).

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • بِرِ مصطفی: نزد مصطفی؛ رخصت و دستوری: اجازه.
  • در درسنامه «دستوری» مفعول دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • «ندیدن دستوری» در درسنامه حس‌آمیزی دانسته شده است.
  • دوید / ندید: جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

علی(ع) با اشتیاق اجازۀ جنگ می‌خواهد، اما ابتدا اجازه نمی‌یابد.

بیت 9

بیت ۹
مفعول

بهسویهژبرژیانکردرو

نهاد

بهپیششبرآمدشهجنگ‌جو

معنی

عمرو به سوی حضرت علی(ع)، آن شیر خشمگین، رفت و علی(ع)، سردار جنگ، نیز برای رویارویی با او پیش آمد.

مفهوم

رویارویی مستقیم حضرت علی(ع) و عمرو.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • هژبر: شیر؛ ژیان: خشمگین و درنده.
  • در درسنامه «رو» مفعول دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • هژبر استعاره از حضرت علی(ع) و «شه جنگ‌جو» اشاره به آن حضرت است.
  • «روی کردن» کنایه از رفتن و حرکت کردن است.

قلمرو فکری

دو پهلوان برای آغاز نبرد در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند.

بیت 10

بیت ۱۰

دویدندازکیندلسویهم

مفعول

درِصلحبستندبررویهم

معنی

دو پهلوان با کینه به سوی هم تاختند و راه صلح و سازش را بر یکدیگر بستند.

مفهوم

آغاز جنگ سخت و کنار رفتن راه صلح.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • کین: دشمنی؛ صلح: دوستی.
  • در درسنامه «در» در «درِ صلح» مفعول دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • کین / صلح: تضاد.
  • «در صلح» اضافۀ استعاری و «در بستن» کنایه از باقی نگذاشتن راه صلح است.
  • سوی / روی: جناس ناهمسان؛ دل / روی: مراعات‌نظیر.

قلمرو فکری

نبرد دو پهلوان بدون امکان سازش آغاز می‌شود.

بیت 11

بیت ۱۱

فلکباختازسهمآنجنگرنگ

مسند

بودسهمگینجنگشیروپلنگ

معنی

آسمان از ترس آن جنگ رنگ باخته بود و نبرد شیر و پلنگ، یعنی علی(ع) و عمرو، بسیار هراس‌انگیز بود.

مفهوم

شدت و هراس‌انگیزی نبرد علی(ع) و عمرو.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • سهم: ترس و وحشت؛ سهمگین: هراس‌انگیز.
  • در درسنامه «سهمگین» مسند دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • «فلک رنگ باخت» تشخیص و کنایه از ترسیدن است.
  • شیر استعاره از حضرت علی(ع) و پلنگ استعاره از عمرو است.
  • شیر / پلنگ: مراعات‌نظیر؛ جنگ / رنگ: جناس ناهمسان؛ سهم / سهمگین: اشتقاق.
  • مصراع نخست اغراق دارد.

قلمرو فکری

نبرد علی(ع) و عمرو چنان سهمگین است که شاعر آن را هراس‌آور برای آسمان می‌نمایاند.

بیت 12

بیت ۱۲

نخستآنسیه‌روزوبرگشته‌بخت

مفعول

برافراختبازوچوشاخدرخت

معنی

در آغاز، عمروِ بدبخت بازوی خود را همچون شاخ درخت بالا برد.

مفهوم

آمادگی عمرو برای حمله.

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • سیه‌روز و برگشته‌بخت: بدبخت و تیره‌بخت؛ برافراخت: بلند کرد.
  • در درسنامه «بازو» مفعول دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • سیه‌روز و برگشته‌بخت کنایه از بدبختی است.
  • «سیه‌روز» متناقض‌نماست.
  • بازو به شاخ درخت تشبیه شده و بازو مجاز از دست است.
  • شاخ / درخت: مراعات‌نظیر؛ واج‌آرایی «خ».

قلمرو فکری

عمرو با قدرت و هیبت برای حمله آماده می‌شود.

بیت 13

بیت ۱۳
مفعولنهاد

سپربرسرآوردشیراِله

مفعولنهاد

عَلَمکردشمشیرآناژدها

معنی

حضرت علی(ع) سپر را بالای سر گرفت و عمرو، آن اژدهای خشمگین، شمشیرش را بلند کرد.

مفهوم

حملۀ عمرو و دفاع حضرت علی(ع).

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • عَلَم کرد: بالا برد و برافراشت؛ شیر اِله: حضرت علی(ع).

قلمرو ادبی

  • «شیر اِله» استعاره از حضرت علی(ع) و «اژدها» استعاره از عمرو است.
  • سپر / شمشیر / عَلَم: مراعات‌نظیر.
  • بر / سر و سر / اژدها در درسنامه از نمونه‌های هماهنگی آوایی و جناس ناهمسان شمرده شده‌اند.

قلمرو فکری

دو پهلوان با ابزار جنگی در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند.

بیت 14

بیت ۱۴
مفعول

بیفشردچونکوهپابرزمین

مفعول

بخاییددندانبهدندانکمین

معنی

عمرو مانند کوهی استوار پای بر زمین فشرد و از خشم دندان‌های خود را بر هم سایید.

مفهوم

استواری و خشم عمرو در نبرد.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • خاییدن: جویدن و به دندان نرم کردن.
  • در درسنامه «پا» و «دندان» مفعول دانسته شده‌اند.

قلمرو ادبی

  • عمرو به کوه تشبیه شده است.
  • «دندان خاییدن» کنایه از خشمگین شدن و «پا بر زمین فشردن» کنایه از اصرار و ایستادگی است.
  • پا / دندان و کوه / زمین: مراعات‌نظیر.

قلمرو فکری

عمرو با استواری و خشم فراوان به نبرد ادامه می‌دهد.

بیت 15

بیت ۱۵

چو ننمود رخ شاهد آرزو

به هم حمله کردند باز از دو سو

معنی

وقتی هیچ‌یک از دو پهلوان به آرزوی پیروزی نرسید، بار دیگر از دو سو به یکدیگر حمله کردند.

مفهوم

ادامۀ نبرد پس از بی‌نتیجه ماندن حملۀ نخست.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • شاهد: زیبارو؛ آرزو: خواسته و امید.

قلمرو ادبی

  • «شاهد آرزو» اضافۀ تشبیهی و «رخ داشتن آرزو» تشخیص است.
  • مصراع نخست کنایه از نرسیدن به آرزو و پیروز نشدن است.

قلمرو فکری

هیچ‌یک در حملۀ نخست پیروز نمی‌شود و نبرد از سر گرفته می‌شود.

بیت 16

بیت ۱۶
مفعول

نهادندآوردگاهیچنان

کهکمدیدهباشدزمینوزمان

معنی

آن دو چنان میدان نبردی برپا کردند که زمین و زمان مانند آن را کمتر دیده بود.

مفهوم

بی‌مانند بودن شدت نبرد دو پهلوان.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • آوردگاه: میدان جنگ و نبردگاه.
  • در درسنامه «آوردگاهی» مفعول دانسته شده و مفعول مصراع دوم به قرینۀ معنوی حذف شده است.

قلمرو ادبی

  • نسبت دادن «دیدن» به زمین و زمان تشخیص است.
  • زمین و زمان مجاز از اهل زمین و روزگار دانسته شده‌اند.
  • زمین / زمان: جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

نبرد علی(ع) و عمرو از نظر شدت و شکوه کم‌نظیر است.

بیت 17

بیت ۱۷

زبسگردازآنرزمگهبردمید

مسند

تنهردوشدازنظرناپدید

معنی

از شدت گرد و خاکی که از میدان نبرد برخاست، بدن هر دو مبارز از دید پنهان شد.

مفهوم

شدت نبرد و فراوانی گرد و غبار میدان.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • رزمگه: میدان جنگ؛ بردمید: بالا آمد.
  • در درسنامه «ناپدید» مسند دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • فراوانی گرد و غبار نشان‌دهندۀ شدت مبارزه است.

قلمرو فکری

نبرد آن‌قدر سخت است که گرد و خاک، دو مبارز را از دید پنهان می‌کند.

بیت 18

بیت ۱۸
مسندمسند

زرهلختلختوقباچاکچاک

مسند

سرورویمردانپرازگردوخاک

معنی

زره و لباس دو پهلوان پاره‌پاره شده و سر و رویشان از گرد و خاک پوشیده بود.

مفهوم

شدت و فرسایندگی نبرد.

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • لخت‌لخت: پاره‌پاره؛ قبا: جامۀ جلو باز؛ چاک‌چاک: پاره.
  • در درسنامه «لخت لخت»، «چاک چاک» و «پر» مسند دانسته شده‌اند و فعل به قرینۀ معنوی حذف شده است.

قلمرو ادبی

  • زره / قبا و سر / روی: مراعات‌نظیر.
  • سر و روی مجاز از کل وجود است.
  • لخت‌لخت و چاک‌چاک بر شدت مبارزه دلالت دارند.

قلمرو فکری

جنگ بسیار سخت و فرساینده شده است.

بیت 19

بیت ۱۹

چنینآندوماهردرآدابضرب

مفعول

زهمردنمودندهفتادحرب

معنی

آن دو جنگجوی ماهر با فنون گوناگون جنگی، ضربه‌های فراوانی را از یکدیگر دفع کردند.

مفهوم

مهارت بالای هر دو پهلوان در فنون نبرد.

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • ضرب: زدن و کوفتن؛ حرب: ابزار و آلات جنگ مانند شمشیر، نیزه و خنجر.
  • در درسنامه «حرب» مفعول دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • حرب مجاز از وسایل و ضربه‌های جنگی است.
  • ضرب / حرب: جناس ناهمسان و مراعات‌نظیر؛ دو / هفتاد: تناسب.
  • «هفتاد حرب» اغراق در فراوانی ضربه‌هاست.

قلمرو فکری

هر دو مبارز در فنون جنگی بسیار ماهرند.

بیت 20

بیت ۲۰

شجاع غضنفر، وصّی نبی

نهنگ یَم قدرت حق، علی

معنی

حضرت علی(ع)، آن شیر شجاع، جانشین پیامبر و نهنگ دریای قدرت الهی بود.

مفهوم

ستایش شجاعت و قدرت حضرت علی(ع).

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • غضنفر: شیر؛ وصی: جانشین؛ نبی: پیامبر؛ یَم: دریا.

قلمرو ادبی

  • غضنفر و نهنگ استعاره از حضرت علی(ع) هستند.
  • «یَم قدرت» اضافۀ تشبیهی است.
  • نهنگ / یَم: مراعات‌نظیر.
  • در درسنامه این بیت با بیت بعد موقوف‌المعانی دانسته شده است.

قلمرو فکری

شاعر علی(ع) را پهلوانی شجاع و برخوردار از قدرت الهی معرفی می‌کند.

بیت 21

بیت ۲۱
متمّم

چناندیدبررویدشمنزخشم

کهشدساختهکارشاززهرچشم

معنی

حضرت علی(ع) چنان خشمگین به عمرو نگاه کرد که گویی همان نگاه، کار او را تمام کرده و شکستش داده است.

مفهوم

هیبت نگاه حضرت علی(ع) و بیم عمرو از شکست.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • دید: نگاه کرد.
  • در درسنامه «روی دشمن» متمّم دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • «ساخته شدن کار» کنایه از تمام شدن کار و شکست خوردن است.
  • چشم مجاز از نگاه و «زهر چشم» اضافۀ استعاری است.
  • دید / چشم و روی / چشم: مراعات‌نظیر؛ خشم / چشم: جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

نگاه خشمگین و هیبت علی(ع) عمرو را مرعوب می‌کند.

بیت 22

بیت ۲۲
مفعول

برافروختپسدستخیرگشا

مفعول

پیسربریدنبیفشردپا

معنی

حضرت علی(ع) دست توانمند و خیبرگشای خود را بالا برد و برای بریدن سر عمرو مصمم شد.

مفهوم

آمادگی حضرت علی(ع) برای پایان دادن به نبرد.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • برافروخت: برافراشت و بلند کرد؛ خیرگشا در درسنامه با یادآوری «خیبرگشا» توضیح داده شده است.
  • در درسنامه «دست» و «پا» مفعول دانسته شده‌اند.

قلمرو ادبی

  • اشاره به دلاوری حضرت علی(ع) در جنگ خیبر: تلمیح.
  • «پا فشردن» کنایه از اصرار و مصمم شدن است.
  • سر مجاز از گردن؛ دست / سر / پا: مراعات‌نظیر.

قلمرو فکری

حضرت علی(ع) برای شکست نهایی عمرو آماده می‌شود.

بیت 23

بیت ۲۳
متمّم

بهنامخدایجهان‌آفرین

مفعولنهادمضاف‌الیه

بینداختشمشیرراشاهدین

معنی

حضرت علی(ع) با نام و یاد خدای جهان‌آفرین شمشیر خود را بر دشمن فرود آورد.

مفهوم

ضربۀ حضرت علی(ع) با توکل بر خدا.

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • بینداخت: زد و فرود آورد؛ شاه دین: حضرت علی(ع).
  • در درسنامه «شمشیر» مفعول و «شاه» نهاد دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • شاه دین مجاز از حضرت علی(ع) است.
  • جهان‌آفرین / دین: مراعات‌نظیر.

قلمرو فکری

علی(ع) با نام خدا ضربۀ سرنوشت‌ساز خود را وارد می‌کند.

بیت 24

بیت ۲۴
نهادمتمّممفعول

چوشیرخداراندبرخصمتیغ

متمّمنهادمفعول

بهسرکوفتشیطاندودستدریغ

معنی

هنگامی که حضرت علی(ع) شمشیر را بر عمرو فرود آورد، شیطان از ناراحتی و افسوس دو دست بر سر کوفت.

مفهوم

شکست عمرو و اندوه شیطان از پیروزی علی(ع).

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • خصم: دشمن؛ دریغ: افسوس.
  • در درسنامه «تیغ» و «دست» مفعول و «خصم» و «سر» متمّم دانسته شده‌اند.

قلمرو ادبی

  • شیر خدا استعاره از حضرت علی(ع) است.
  • «بر خصم تیغ راندن» کنایه از ضربه زدن و کشتن و «دست بر سر کوفتن» کنایه از ناراحتی و افسوس است.
  • سر / دست: مراعات‌نظیر.

قلمرو فکری

پیروزی علی(ع) موجب شکست جبهۀ باطل و اندوه شیطان می‌شود.

بیت 25

بیت ۲۵
متمّمنهاد

پریدازرخکفردرهندرنگ

نهادمتمّم

تپیدندبت‌خانه‌هادرفرنگ

معنی

با ضربۀ علی(ع)، گویی چهرۀ کفر در همۀ سرزمین‌ها رنگ باخت و بت‌خانه‌ها در سرزمین‌های کفر به لرزه افتادند.

مفهوم

تأثیر گستردۀ پیروزی حضرت علی(ع) بر جبهۀ کفر.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • تپیدن: بی‌قراری، لرزیدن و از جای رستن؛ بت‌خانه: محل پرستش بت؛ فرنگ: سرزمین‌های اروپایی.
  • در درسنامه «رخ» متمّم دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • «رخ کفر» استعاره و تشخیص و «رنگ پریدن» کنایه از ترسیدن است.
  • هند و فرنگ مجاز از سرزمین‌های کفر و نماد کفر و بت‌پرستی‌اند.
  • هند / فرنگ: مراعات‌نظیر؛ رنگ / فرنگ: جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

پیروزی علی(ع) هراس و ضعف جبهۀ کفر را آشکار می‌کند.

بیت 26

بیت ۲۶
نهادمفعولمتمّم

غضنفربزدتیغبرگردنش

مفعول

درآوردازپایبی‌سرتنش

معنی

حضرت علی(ع) شمشیر را بر گردن عمرو زد و بدن بی‌سر او را بر زمین انداخت و نابودش کرد.

مفهوم

کشته شدن عمرو به دست حضرت علی(ع).

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • غضنفر: شیر و در این بیت حضرت علی(ع).
  • در درسنامه «تیغ» و «تن» مفعول و «گردن» متمّم دانسته شده‌اند.

قلمرو ادبی

  • غضنفر استعاره از حضرت علی(ع) است.
  • «از پا درآوردن» کنایه از کشتن و نابود کردن است.
  • گردن / پا / سر / تن: مراعات‌نظیر.

قلمرو فکری

حضرت علی(ع) عمرو را شکست می‌دهد و نبرد را پایان می‌بخشد.

بیت 27

بیت ۲۷
نهادمتمّم

دَمتیغبرگردنشچونرسید

نهاد

سرعمروصدگامازآنتنپرید

معنی

هنگامی که دم شمشیر علی(ع) به گردن عمرو رسید، سر او با شدت ضربه بسیار دور از بدنش افتاد.

مفهوم

قدرت و سرعت شمشیرزنی حضرت علی(ع).

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • تیغ: شمشیر و هر چیز برنده؛ دَم تیغ: لبۀ شمشیر.
  • در درسنامه «گردن» متمّم دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • کل بیت اغراق دارد.
  • گردن / سر / تن: مراعات‌نظیر؛ بر / سر: جناس ناهمسان.
  • «صد گام» نشانۀ اغراق در شدت ضربه است.

قلمرو فکری

شاعر با اغراق، قدرت ضربۀ حضرت علی(ع) را نشان می‌دهد.

بیت 28

بیت ۲۸
نهاد

چوغلتیددرخاکآنژنده‌فیل

مفعولمتمّمنهاد

بزدبوسهبردستاوجبرئیل

معنی

وقتی عمروِ نیرومند کشته شد و بر خاک افتاد، جبرئیل برای تقدیر و تشکر بر دست حضرت علی(ع) بوسه زد.

مفهوم

تأیید الهی و ستایش حضرت علی(ع) پس از پیروزی.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • ژنده: بزرگ و مهیب؛ جبرئیل: فرشتۀ وحی.
  • در درسنامه «بوسه» مفعول و «دست» متمّم دانسته شده‌اند.

قلمرو ادبی

  • «ژنده‌فیل» استعاره از عمرو است.
  • «در خاک غلتیدن» کنایه از جان دادن و مردن و «بوسه بر دست زدن» کنایه از تقدیر و تشکر است.
  • ژنده‌فیل در بافت حماسی اغراق در قدرت عمرو را نشان می‌دهد.

قلمرو فکری

پیروزی علی(ع) بر عمرو با تأیید و ستایش آسمانی همراه می‌شود.