یاران عاشق

پایهٔ یازدهم۱۰ بند

سروده‌ای از سید حسن حسینی و نمونه‌ای از ادبیات انقلاب اسلامی که در آن به ارزش‌هایی چون شهادت، ایثار و فداکاری پرداخته شده و برخی ابیات آن نیز مضامین عرفانی دارند.

  • قلمرو زبانی
  • قلمرو ادبی
  • قلمرو فکری

بیت ۱

بیت ۱
فعل امرمفعولنشانهٔ مفعولجزء غیرصرفی فعل مرکبفعل

بیاعاشقیرارعایتکنیم

حرف اضافهمتممصفتجزء غیرصرفی فعل مرکبفعل

زیارانعاشقحکایتکنیم

معنی

بیا راه و رسم عاشقی را به جا بیاوریم و از یاران و شهدای عاشق یاد کنیم و از آنان سخن بگوییم.

مفهوم

زنده نگه داشتن یاد عاشقان و شهیدان.

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • رعایت: مراقبت و نگهداری کردن، به جا آوردن؛ حکایت: داستان و نقل؛ عاشق: شیفته.
  • «عاشق» در «یاران عاشق» صفت بیانی است.
  • بیت سه جمله دارد.

قلمرو ادبی

  • عاشق / عاشقی: اشتقاق و جناس ناهمسان افزایشی.
  • قالب شعر مثنوی است و هر بیت قافیه و ردیف مستقل دارد.

قلمرو فکری

شاعر مخاطب را به پایبندی به راه عاشقی و یاد کردن از یاران عاشق و شهید فرا می‌خواند.

بیت ۲

بیت ۲
حرف اضافهمتممحرف ربطقید حالتجزء غیرصرفی فعل مرکبفعل

ازآنهاکهخونینسفرکرده‌اند

جزء غیرصرفی فعل مرکبحرف اضافهمتمممضاف‌الیهفعل

سفربرمدارخطرکرده‌اند

معنی

از کسانی سخن بگوییم که راه شهادت را با شجاعت پیموده‌اند و سفر خود را بر مدار خطر و خطرپذیری قرار داده‌اند.

مفهوم

یاد کردن از شهیدان و عاشقانی که مسیر پرخطر شهادت را برگزیده‌اند.

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • مدار: جای دور زدن و گردیدن؛ خونین: آغشته به خون.
  • فعل جملهٔ نخست به قرینهٔ لفظی و با توجه به بیت پیشین حذف شده است.
  • بیت سه جمله دارد.

قلمرو ادبی

  • «خونین سفر کردن» کنایه از شهید شدن است.
  • «سفر بر مدار خطر کردن» کنایه از خطرپذیری و دلاوری است.
  • «مدار خطر» اضافهٔ استعاری است.
  • تکرار «سفر» بر مسیر شهادت تأکید دارد.

قلمرو فکری

یاران عاشق، شهادت را آگاهانه و با شجاعت و خطرپذیری پذیرفته‌اند.

بیت ۳

بیت ۳
حرف اضافهمتممحرف ربطنهادمضاف‌الیه + «شان»: مضاف‌الیه

ازآنهاکهخورشیدفریادشان

فعلحرف اضافهمتممصفت + «شان»: مضاف‌الیه

دمیدازگلویسحرزادشان

معنی

از کسانی یاد کنیم که فریادشان مانند خورشید از گلوی روشن و سحرآمیزشان طلوع کرده و روشنی و امید بخشیده است.

مفهوم

یاد کردن از شهیدانی که روشنگر، بیدارکننده و امیدبخش‌اند.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • دمیدن: طلوع کردن و برآمدن؛ سحرزاد: زاده‌شده از سحر.
  • «خورشید فریادشان» گروه اسمی و «گلوی سحرزادشان» ترکیب اضافی و وصفی است.
  • بیت دو جمله دارد.

قلمرو ادبی

  • «خورشید فریاد» اضافهٔ تشبیهی است.
  • «گلوی سحرزاد» استعاره و تشخیص دارد.
  • سحرزاد کنایه از روشنگر و امیدبخش بودن است.
  • خورشید / سحر: مراعات‌نظیر.
  • فریاد / گلو: مراعات‌نظیر.

قلمرو فکری

فریاد شهیدان همچون خورشید، روشنایی‌بخش و بیدارکننده است.

بیت ۴

بیت ۴
قیدقیدمفعولمضاف‌الیهفعل

چهجانانهچرخجنونمی‌زنند

مفعولمضاف‌الیهحرف اضافهمتمممضاف‌الیهفعل

دفعشقبادستخونمی‌زنند

معنی

آنان با تمام وجود و عاشقانه شور و شیدایی می‌کنند و با دست خونین خود دف عشق می‌نوازند؛ یعنی عاشقانه به شهادت می‌رسند.

مفهوم

شهادت عاشقانه و شور و شیدایی یاران.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • جانانه: با دل و جان، بسیار قوی؛ چرخ زدن: رقصیدن؛ جنون: شیدایی؛ دف: ساز کوبه‌ای.
  • «چه» و «جانانه» در منابع نقش قیدی دارند.
  • «چرخ» و «دف» مفعول دانسته شده‌اند.
  • بیت دو جمله دارد.

قلمرو ادبی

  • «چرخ جنون زدن» کنایه از عاشقی و شوریدگی است.
  • «دف عشق زدن» کنایه از عاشقی است.
  • «دف عشق» اضافهٔ تشبیهی است.
  • «دست خون» اضافهٔ استعاری و «خون» مجاز از شهادت است.
  • با دست خون دف عشق زدن کنایه از شهادت عاشقانه است.

قلمرو فکری

یاران عاشق با شور و شیدایی و با دل و جان به استقبال شهادت می‌روند.

بیت ۵

بیت ۵
حرف اضافهمتممحرف ربطحرف اضافهمتممحرف ربط هم‌پایه‌سازمعطوف به متممفعل

بهرقصیکهبیپاوسرمی‌کنند

صفتمفعولمضاف‌الیهجزء غیرصرفی فعل مرکبفعل

چنیننغمۀعشقسرمی‌کنند

معنی

شهیدان با پیکری بی‌پا و سر و پاره‌پاره جان می‌دهند و در همان حال، سرود عشق را زیبا و دلنشین می‌خوانند.

مفهوم

شور و شوق عاشقان در شهادت و سر دادن نغمۀ عشق.

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • رقص: حرکت موزون؛ نغمه: آواز و سرود؛ سر کردن: در اینجا خواندن و آغاز کردن.
  • «رقص» و «نغمه» در منابع مفعول دانسته شده‌اند.
  • بیت دو جمله دارد.

قلمرو ادبی

  • «بی پا و سر رقصیدن» متناقض‌نما و کنایه از جان دادن است.
  • «بی پا و سر» کنایه از پاره‌پاره و قطعه‌قطعه شدن بدن شهید است.
  • پا / سر: مراعات‌نظیر.
  • «سر کردن نغمۀ عشق» کنایه از خواندن سرود عشق است.
  • رقص / نغمه: تناسب.

قلمرو فکری

عاشقان حتی در لحظۀ شهادت نیز با شور و شوق، پیام عشق را سر می‌دهند.

بیت ۶

بیت ۶
شبه‌جملهمنادامضاف‌الیهحرف ربط هم‌پایه‌سازمعطوف به مضاف‌الیهمضاف‌الیه

هلامنکرجانوجانانما

فعل امرمفعولمضاف‌الیهحرف اضافهمتمممضاف‌الیه

بزنزخمانکاربرجانما

معنی

ای کسی که جان و معشوق و باور عاشقانۀ ما را انکار می‌کنی، با این ناباوری بر جان ما زخم بزن.

مفهوم

بی‌توجّهی عاشق به انکار و نپذیرفتن منکران.

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • هلا: شبه‌جمله برای تنبیه و آگاه‌سازی، به معنی «آگاه باش»؛ منکر: انکارکننده؛ جانان: محبوب؛ انکار: نپذیرفتن.
  • «منکر جان و جانان ما» گروه اسمی و «منکر» هسته است.
  • «منکر» منادا و «جان» و «جانان» وابسته‌های هم‌پایه‌اند.
  • بیت سه جمله دارد.

قلمرو ادبی

  • جان / جانان و منکر / انکار: اشتقاق.
  • «زخم انکار» اضافهٔ تشبیهی است.
  • تکرار «جان» و واج «ن» واج‌آرایی ایجاد کرده است.

قلمرو فکری

انکار و ناباوری منکران نمی‌تواند عاشق را از راه خود بازگرداند.

بیت ۷

بیت ۷
فعل امرمفعولصفت اشارهنهادمسندمضاف‌الیهفعل اسنادی

بزنزخم،اینمرهمعاشقاست

حرف ربطحرف اضافهمتممنهادمسندمضاف‌الیهفعل اسنادی

کهبیزخممردن،غمعاشقاست

معنی

ای انکارکننده، بر جان ما زخم بزن؛ زیرا همین زخم برای عاشق مانند مرهم است و مردن بدون زخم عشق برای عاشق مایۀ اندوه است.

مفهوم

خوش داشتن سختی‌های عشق و شهادت و استقبال از رنج راه عاشقی.

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • مرهم: دارویی که روی زخم می‌گذارند و باعث التیام می‌شود؛ غم: اندوه.
  • «مرهم» و «غم» در منابع مسند دانسته شده‌اند.
  • بیت سه جمله دارد.

قلمرو ادبی

  • زخم / مرهم: تضاد و مراعات‌نظیر.
  • مرهم بودن زخم متناقض‌نماست.
  • «مرهم عاشق» در پیوند معنایی با زخم، تصویری عرفانی از لذّت رنج عشق است.
  • زخم / مرهم / مردن: مراعات‌نظیر.

قلمرو فکری

عاشق حقیقی سختی و زخم راه عشق را می‌پذیرد و مرگ بی‌زخم و بی‌رنج را غم می‌داند.

بیت ۸

بیت ۸
فعل امر منفیفعلنهادمضاف‌الیهحرف اضافهمتمممضاف‌الیه

مگوسوختجانمنازفرطعشق

مسندفعل اسنادیشبه‌جملهصفت شمارشینهادمضاف‌الیه

خموشیاستهان،اوّلینشرطعشق

معنی

از شدّت رنج و سوز عشق شکایت نکن؛ آگاه باش که نخستین شرط عاشقی، خاموشی و بردباری در برابر سختی‌های عشق است.

مفهوم

سکوت و بردباری، نخستین شرط عشق و عاشقی است.

قلمرو زبانی

۴ جمله
  • فرط: شدّت و بسیاری؛ خموشی: خاموشی و سکوت؛ هان: شبه‌جمله برای تنبیه و هشدار، به معنی «آگاه باش».
  • «خموشی» در منابع مسند دانسته شده است.
  • بیت چهار جمله دارد.

قلمرو ادبی

  • «سوختن جان» کنایه از رنج و عذاب بسیار عشق است.
  • فرط / شرط و جان / هان: جناس ناهمسان.
  • تکرار «عشق» و «هان» بر پیام بیت تأکید می‌کند.

قلمرو فکری

عاشق نباید از رنج عشق شکایت کند؛ سکوت و بردباری شرط نخست عاشقی است.

قرابت معنایی

  • دای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز / کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

بیت ۹

بیت ۹
فعل امرمفعولحرف ربطحرف اضافهمتمممضاف‌الیه + فعل اسنادی

ببینلاله‌هاییکهدرباغماست

مسند + فعل اسنادیحرف ربط هم‌پایه‌سازنهاد + «شان»: مضاف‌الیهحرف اضافهمتمم + فعل اسنادی

خموشندوفریادشانتاخداست

معنی

شهیدان سرزمین ما را بنگر که همچون لاله‌ها در خاک آرمیده‌اند؛ خاموش‌اند، امّا پیام و فریادشان تا بارگاه خداوند می‌رسد.

مفهوم

سکوت ظاهری شهیدان و ماندگاری و نفوذ پیام آنان.

قلمرو زبانی

۴ جمله
  • لاله: گل سرخ؛ خموش: خاموش؛ باغ: بوستان.
  • «لاله‌ها» در منابع مفعول و «خموش» مسند دانسته شده است.
  • بیت چهار جمله دارد.

قلمرو ادبی

  • لاله استعاره از شهید و باغ استعاره از ایران است.
  • خموش بودن و فریاد داشتن: متناقض‌نما.
  • بلندی فریاد شهیدان تا خدا: اغراق.
  • لاله / باغ: مراعات‌نظیر.
  • «فریادشان تا خداست» بیانگر ماندگاری و نفوذ پیام شهیدان است.

قلمرو فکری

شهیدان اگرچه خاموش‌اند، پیام و آرمانشان زنده و اثرگذار است.

بیت ۱۰

بیت ۱۰
فعل امرحرف اضافهمتمممضاف‌الیهجزء غیرصرفی فعل مرکبفعل

بیاباگللالهبیعتکنیم

حرف ربطمفعولنشانهٔ مفعولجزء غیرصرفی فعل مرکبفعل

کهآلاله‌هاراحمایتکنیم

معنی

بیا با شهیدان عهد و پیمان ببندیم و از آرمان‌ها و راه آنان پشتیبانی و حمایت کنیم.

مفهوم

بیعت با شهیدان و ادامه دادن و حمایت از آرمان آنان.

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • بیعت: عهد و پیمان و فرمان‌برداری؛ آلاله: لالۀ سرخ و شقایق؛ حمایت: پشتیبانی.
  • «بیعت» و «آلاله» در منابع مفعول دانسته شده‌اند.
  • کل بیت یک جملۀ مرکّب و در مجموع سه جمله دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • لاله و آلاله نماد و استعاره از شهیدان‌اند.
  • لاله / آلاله: جناس ناهمسان و مراعات‌نظیر.
  • «بیعت با گل لاله» تصویری استعاری از پیمان بستن با شهیدان است.

قلمرو فکری

باید با شهیدان پیمان ببندیم و از اهداف و آرمان‌های آنان پشتیبانی کنیم و راهشان را ادامه دهیم.