بند ۱
پاریز کلاس ششم ابتدایی نداشت. ناچار میبایست ده فرسنگ راه را پیموده به سیرجان برویم. عصر از پاریز با «الاغ تور» راه میافتادیم؛ سه فرسنگ کوهستانی آب و آبادی داشت اما از «کران» به بعد هفت فرسنگ تمام بیابان ریگزار بود. آب از این ده برمیداشتیم و صبح، هنگام «چراغ آفتاب» کنار «قنات حسنی» در شهر سیرجان اتراق میکردیم. نخستین سفر من، شهریور ماه ۱۳۱۶ شمسی برای کلاس ششم دبستان چنین انجام گرفت. ده فرسنگ راه را دوازده ساعته میرفتیم.
معنی
پاریز مدرسهٔ ششم ابتدایی نداشت؛ بنابراین نویسنده برای ادامهٔ تحصیل ناچار بود مسیر ده فرسنگی پاریز تا سیرجان را طی کند و نخستین سفرش به سیرجان در شهریور ۱۳۱۶ چنین انجام شد.
مفهوم
سختی راه و دشواری تحصیل در روزگار کودکی نویسنده.
قلمرو زبانی
۹ جمله- پاریز: شهری در شهرستان سیرجانِ استان کرمان؛ فرسنگ: واحد اندازهگیری مسافت، تقریباً شش کیلومتر.
- سیرجان: شهری در جنوب غربی استان کرمان؛ «الاغ تور»: نویسنده به طنز، سفر با الاغ را «الاغ تور» گفته است.
- کران: نام روستایی؛ چراغ آفتاب: طلوع آفتاب، صبح زود؛ قنات: کاریز، محل جاری شدن آب زیرزمینی؛ اتراق: توقف چندروزه در سفر به جایی، موقتاً در جایی اقامت گزیدن.
- «ده فرسنگ راه»: گروه مفعولی؛ «ده» وابستهٔ پیشین و صفت شمارشی، «فرسنگ» ممیز و «راه» هسته است.
- «سه فرسنگ کوهستانی»: گروه قیدی؛ «سه» صفت شمارشی، «فرسنگ» هسته و «کوهستانی» وابستهٔ پسین و صفت است.
- «هفت فرسنگ تمام بیابان ریگزار بود»: «بیابان» نهاد و «ریگزار» مسند است.
- واژههای «تور»، «چراغ»، «قنات» و «اتراق» اهمیت املایی دارند.
قلمرو ادبی
- «الاغ تور»: طنز.
- چراغ آفتاب: ترکیبی تصویری برای طلوع آفتاب.
قلمرو فکری
نویسنده از دشواری مسیر تحصیل و نخستین سفر خود از پاریز به سیرجان سخن میگوید.