محتسبمستیبهرهدیدوگریبانشگرفت
مستگفت:«ایدوست،اینپیراهناستافسارنیست»
معنی
محتسب، مستی را در راه دید و گریبان او را گرفت. مست گفت: «ای دوست، چیزی که گرفتهای پیراهن من است، نه افسار.»
مفهوم
برخورد نامناسب مأموران حکومت
قلمرو زبانی
۶ جمله- محتسب: مأمور حکومتی شهر که بر اجرای احکام دینی نظارت میکرد.
- گریبان: یقه.
- افسار: تسمه و ریسمانی که به سر و گردن اسب و الاغ میبندند.
- «ی» در «مستی» نشانهٔ نکره است.
- «ش» در «گریبانش» ضمیر پیوسته در نقش مضافالیه و مرجع آن «مست» است.
- «این» ضمیر اشاره و نهادِ «پیراهن است» است.
- «پیراهن» و «افسار» مسند و «است» و «نیست» فعل اسنادیاند.
- «واو» میان دو جملهٔ «مستی به ره دید» و «گریبانش گرفت»، حرف ربط است.
- واژههای «محتسب» و «افسار» اهمیت املایی دارند.
قلمرو ادبی
- قالب شعر قطعه و شیوهٔ بیان آن مناظرهٔ طنزآمیز است.
- «است / نیست»: تضاد.
- «مست / نیست»: جناس ناهمسان.
- «محتسب، گریبان، پیراهن، افسار»: مراعاتنظیر.
- تکرار صامت «س»: واجآرایی.
قلمرو فکری
شاعر با طنز، خشونت و رفتار نامناسب مأمور حکومت با متهم را نقد میکند و از همان آغاز، هوشیاری مست را در برابر بیخردی محتسب نشان میدهد.