بند ۱
نانراازمنبگیر،اگرمیخواهی،
هواراازمنبگیرامّا
خندهاترانه
گلسرخراازمنمگیر
سوسنیراکهمیکاری...
معنی
زندگی و ضروریات آن را اگر میخواهی از من بگیر، اما لبخندت را از من دریغ مکن؛ عشق و لبخندت را از من دریغ نکن و عشقی را که در دلم کاشتهای نیز از من مگیر.
مفهوم
اهمیت عشق و لبخند معشوق.
قلمرو زبانی
۷ جمله- «اگر»: پیوند وابستهساز (حرف ربط)؛ «امّا»: پیوند همپایهساز (حرف ربط).
- «میخواهی» و «میکاری»: فعل مضارع اخباری.
- در «خندهات را نه»، فعل «نگیر» به قرینهٔ لفظی حذف شده است.
- در «سوسنی را که میکاری...»، اجزای «از من مگیر» به قرینهٔ لفظی حذف شدهاند.
قلمرو ادبی
- نان: نماد و مجاز از روزی و خوراک؛ هوا: نماد و مجاز از تنفّس و زندگی؛ نان و هوا: مجاز از امکانات اولیه و ضروری زندگی.
- گل سرخ: نماد عشق، وطن و لبخند معشوق؛ گل سوسن: نماد عشق و محبت.
- گل سرخ، سوسن و کاشتن: مراعاتنظیر.
- «بگیر / مگیر»: تضاد.
- تکرار «از من مگیر» و واجآرایی صامتهای «گ» و «ن» در بند دیده میشود.
قلمرو فکری
شاعر همهٔ نیازهای مادی و ضروری زندگی را در برابر عشق و خندهٔ معشوق کماهمیت میداند و از او میخواهد لبخند و عشقی را که در دلش کاشته است از او نگیرد.
قرابت معنایی
- ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند / مشتاقم از برای خدا، یک شکر بخند
- لبخند کن معاوضه با جان شهریار / تا من به شوق این دهم و آن ستانمت