بند ۱
شب عید نوروز بود و موقع ترفیع رتبه، در اداره با همقطارها قرار و مدار گذاشته بودیم که هرکس، اول ترفیع رتبه یافت، بهعنوان ولیمه کباب غاز صحیحی بدهد، دوستان نوش جان نموده، به عمر و عزتش دعا کنند. زد و ترفیع رتبه به اسم من درآمد. فوراً مسئلهٔ مهمانی و قرار با رفقا را با عیالم که به تازگی با هم عروسی کرده بودیم، در میان گذاشتم. گفت: «تو شیرینی عروسی هم به دوستان ندادهای و باید در این موقع درست جلوشان درآیی، ولی چیزی که هست چون ظرف و کارد و چنگال برای دوازده نفر بیشتر نداریم یا باید باز یک دست دیگر خرید و یا باید عدهٔ مهمان بیشتر از یازده نفر نباشد که با خودت بشود دوازده نفر.»
معنی
شب عید نوروز موقع رتبهٔ بالاتر گرفتن بود. در اداره با همکارانی که همرتبه بودیم قرار گذاشته بودیم هرکس اول رتبه گرفت، کباب غاز درست و حسابی بدهد و دوستان برای طول عمر و بزرگی او دعا کنند.
قلمرو زبانی
۱۴ جمله- ترفیع: ارتقا یافتن، رتبه گرفتن؛ ترفیع رتبه: بالا رفتن درجه و حقوق کارمند دولت با توجه به سوابق و سنوات خدمت.
- همقطارها: دو یا چند نفر که از نظر درجه، رتبه یا موقعیت اجتماعی در یک ردیف هستند.
- قرار و مدار: عهد و پیمان، قول و وعده؛ ترکیب «قرار و مدار» مرکب اتباعی است.
- ولیمه: غذایی که در مهمانی و عروسی میدهند؛ صحیح: درست و حسابی؛ عیال: زن و فرزند، همسر.
- «زد» در «زد و ترفیع رتبه به اسم من درآمد» به معنی «اتفاقاً» آمده است.
- در «موقع ترفیع رتبه [بود]» فعل «بود» به قرینهٔ لفظی/معنوی حذف شده است.
- «زد و ترفیع رتبه به اسم من درآمد» جملهای مرکب است و «واو» نقش پیوند همپایهساز دارد.
- واژههای «ترفیع»، «همقطارها» و «عیالم» اهمیت املایی دارند.
- فراتر از قلمرو: در ترکیبهای اتباعی، دو جزء اغلب با «واو» به هم میپیوندند و یکی از دو جزء میتواند بیمعنی باشد؛ مانند «قرار و مدار».
قلمرو ادبی
- همقطار: کنایه از همکار و همرتبه.
- «کباب غاز صحیح»: کنایه از کباب عالی و مناسب.
- «در میان گذاشتن»: کنایه از مطرح کردن و نظرخواهی کردن.
- «جلوشان درآیی»: کنایه از خوب پذیرایی کردن.
- ظرف، کارد و چنگال: مراعاتنظیر.
قلمرو فکری
شب عید نوروز و همزمان با ترفیع رتبه، راوی طبق قرار با همکاران موظف به برگزاری مهمانی و دادن کباب غاز میشود.