بند ۱
...یادمآمد،هان،
داشتممیگفتم،آنشبنیز
سورتسرمایدیبیدادهامیکرد
معنی
هان، به یادم آمد؛ داشتم میگفتم که آن شب نیز شدت سرمای زمستان بسیار زیاد بود و ظلم و استبداد به نهایت رسیده بود.
مفهوم
شاعر با توصیف سرمای دی، شدت ظلم، خفقان و استبداد حاکم بر جامعه را نشان میدهد.
قلمرو زبانی
۳ جمله- خوان: مرحله؛ خوان هشتم: منظور چاهی است که شغاد، برادر ناتنی رستم، برای کشتن او آماده کرده بود.
- سورت: تندی و تیزی، حدّت و شدّت؛ با «صورت» همآواست و اهمیت املایی دارد.
- «هان» شبهجمله است.
- «داشتم میگفتم» فعل ماضی مستمر است.
- در «سورت سرمای دی»، «سورت» هسته و «سرمای» و «دی» وابستههای مضافالیهاند.
قلمرو ادبی
- زمستان: مجاز از سرما.
- «سرما بیدادها میکرد»: تشخیص و کنایه از شدّت سرما و آزاردهندگی آن.
- سرما نماد ستم، خفقان و استبداد است.
- سرما و دی: مراعاتنظیر.
- هان / آن: جناس ناهمسان.
قلمرو فکری
سرمای سخت زمستان، تصویری نمادین از جامعهٔ استبدادزده و خفقانآور است.