منّت خدای را، عزّوجلّ، که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو میرود، ممدّ حیات است و چون برمیآید، مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
معنی
سپاس مخصوص خدای بزرگ است؛ فرمانبرداری از او سبب نزدیکی و شکرگزاری موجب افزایش نعمت است. هر دَمِ فرو رفته زندگیبخش و هر بازدم شادیبخش است؛ پس در هر نفس دو نعمت وجود دارد و برای هر نعمت شکری لازم است.
مفهوم
لزوم شکرگزاری پیوسته در برابر نعمتهای خدا
قلمرو زبانی
۹ جمله- منّت: سپاس و شکر؛ عزّوجلّ: گرامی، بزرگ و بلندمرتبه؛ قربت: نزدیکی؛ مزید: افزونی.
- اندر: در؛ ممدّ: یاریرساننده؛ حیات: زندگی؛ مفرّح: شادیبخش؛ ذات: وجود.
- «قربت» (نزدیکی) با «غُربت» (بیگانگی) همآواست و در املا باید از آن بازشناخته شود.
- «را» در «منّت خدای را» حرف اضافه و به معنی «برای/مخصوصِ» است.
- «عزّوجلّ» جملهٔ معترضه و در نقش صفت برای «خدا» است.
- در «به شکر اندرش»، دو حرف اضافه پیش و پس از متمم آمدهاند و «ش» مضافالیه است.
- در عبارتهای «مزید نعمت»، «ممدّ حیات» و «مفرّح ذات» فعل اسنادی به قرینهٔ لفظی حذف شده است.
- در دو جملهٔ پایانی نیز «است» پس از «موجود» و «واجب» به قرینهٔ لفظی حذف شده است.
قلمرو ادبی
- «قربت / نعمت»، «حیات / ذات» و «موجود / واجب»: سجع متوازن.
- «فرو میرود / برمیآید»: تضاد.
- اشاره به آیهٔ ۷ سورهٔ ابراهیم دربارهٔ افزایش نعمت بر اثر شکرگزاری.
قلمرو فکری
انسان در هر دم از دو نعمتِ دم و بازدم برخوردار است و باید همواره خدا را به سبب نعمتهای بیشمارش سپاس بگوید.
قرابت معنایی
- شکر باشد کلید گنج مزید / گنج خواهی، مده ز دست کلید